با انجام یک بررسی کلی در خصوص جوامع توسعه یافته و دقت در روند پیشرفت و دستیابی این کشورها به دانش و فناوری روز دنیا به سادگی می توان دریافت کشور ژاپن در سالهای پس از جنگ جهانی دوم دارای روندی پویا و بسیار پرشتاب بوده و در صدر نمودار رشد و ترقی قرار گرفته است ، اما توجه به این مطلب که چگونه یک کشور پس از پشت سر نهادن جنگی عظیم با آثار ویرانی بزرگ در آن سالها که به تبع آن با مشکلات و معضلات عدیده ای مواجه بوده است در مدت زمانی بسیار کوتاه به چنین رشد و تکاملی دست می یابد آدمی را به تفکر و تأمل باز می دارد ؟
قابل توجه می باشد که محققین و متفکرین ژاپنی در پاسخ به این پرسش که چگونه کشورشان در مدت زمانی کوتاه به قلۀ رفیع موفقیت دست یافته است ، متفقاً به یک نکتۀ اساسی و عجیب اشاره خواهند نمود و آن اینکه کشور ژاپن بعد از جنگ جهانی دوم به ویرانه ای تبدیل شده بود که در آن حتی ابتدایی ترین امکانات نیز وجود نداشت اما خوشبختانه در آن دوران سخت ژاپن هنوز معلم داشت !
پاسخی عجیب و تکان دهنده که شاید در ابتدا نمی توان رابطۀ آنرا با پرسش مطرح شده درک نمود اما این پاسخ توسط ژاپنی ها بدین شکل توضیح داده می شود که ما معتقدیم سیستم آموزشی و در صدر آن معلمین جامعه مهمترین عنصر در راستای رشد و شکوفایی یک کشور بوده به طوریکه وجود معلمین سازنده قطعا شرط لازم در راستای دستیابی یک ملت به جامعه ای شکوفا ، مترقی و توسعه یافته به شمار می رود .
از نگاه ژاپنی ها بزرگترین سرمایه و کارآمدترین امکانی که یک کشور در جهت سازندگی و بالندگی می تواند داشته باشد جامعۀ معلمین آن کشور خواهد بود ، به طوریکه اگر کشوری هیچیک از امکانات لازمه در این خصوص را نداشته باشد اما از جامعۀ معلمین سالم و کار آمدی برخوردار باشد این امکان را خواهد داشت که به اوج قلۀ موفقیت دست یابد و در نقطۀ مقابل چنانچه کشوری مجهز به تمامی امکانات و تجهیزات روز دنیا بوده اما معلمین آن بازدهی لازم را نداشته باشند قطعاً در این مورد توفیقی نخواهد داشت ، چرا که آینده سازان هر سرزمینی با هر میزان از امکانات و تجهیزات در نهایت در دامان این گروه انسان ساز پرورش یافته و شکل خواهند گرفت که البته توجه به این امر در تعالیم اسلامی ما نیز مکرراً تأکید شده و از شغل معلمی به عنوان ادامه دهندگان خط انبیاء الهی یاد می گردد.
با التفات به این نکته که قطعاً هر دانشمند ، محقق ، پژوهشگر ، پزشک ، صنعتگر و ... روزگاری در محضر استاد و معلمی پرورش یافته و مسیر ترقی را در جهت تبدیل شدن به فردی مفید و مثمر ثمر در جامعه پیموده است می توان دریافت که این تئوری کاملاً منطقی بوده و پذیرفتن آن به عنوان یک اصل در این حوزه به درستی امکانپذیر می باشد و بر مبنای چنین اصل مهمی به سادگی می توان دریافت که مهمترین المان درراستای رسیدن به کشوری مترقی با آینده ای درخشان ، داشتن یک سیستم آموزشی توانمند می باشد تا از این طریق آینده سازان کشور این امکان را داشته باشند که در بستری مناسب و منطبق بر ساختار های عصر حاضر پرورش یافته و در نهایت بتوانند میهن خویش را به بهترین شکل ممکن آبادانی نمایند .
لذا با توجه به توضیحات ارائه شده و بررسی سوابق و تجارب کشورهای مترقی و توسعه یافتۀ دنیای امروز به خوبی می توان در یافت که مهمترین رکن در یک سیستم آموزشی همانا که نیروی انسانی و در صدر آنها معلمین آن سیستم می باشند به طوریکه مقام معظم رهبری (مدظله العالی) از نیروی انسانی به عنوان بزرگترین سرمایه های یک کشور یاد می نمایند .
با توجه به اینکه مهمترین و اساسی ترین نقش در تعیین سر نوشت و آیندۀ یک ملت بر دوش آموزگاران آن ملت می باشد به خوبی می توان در یافت که سلامت جسم و روح معلمان ، تضمین کنندۀ سلامت فردای یک کشور خواهد بود و لذا ملتی خواهد توانست به فردای میهن خود امیدوار باشد که امروز از معلمین و آموزگارانی در صحت کامل جسم و روح بهره مند باشد .
اما مسألۀ نگران کننده ای که در میهن عزیزمان ایران اسلامی وجود دارد ، اعلام آمارهای تکان دهنده و نا امید کننده ای می باشد که بارها از سوی سازمانهای رسمی مبنی بر آسیب دیدگی معلمان ، علی الخصوص در زمینه اختلالات صوتی منتشر می گردد ، چرا که مهمترین ابزار به کار گرفته شده توسط این گروه در برقراری ارتباط با دانش آموزان قطعا استفاده از صوت می باشد ، به طوریکه استفاده از روشهای گفتاری شنیداری در صدر راهکارهای سیستم آموزشی کشور قرار دارد و به همین علت معلمین بزرگترین کاربران حرفه ای صوت به شمار می آیند و این در حالی است که به هیچیک از ابزار های لازم و ضروری در این خصوص مجهز نمی باشند و لذا شیوع اختلالات صوتی در این گروه ارزشمند از جامعه بیشتر از 60 درصد اعلام شده است که تماماً ناشی از تأثیرات شغلی آنها می باشد.
به وجود آمدن اختلالات صوتی در معلمین سبب می شود که آنان از مهمترین و پر کاربرد ترین ابزار در راستای ارتباط با دانش آموزان که همانا استفاده از صوت می باشد تا حدود زیادی محروم بوده و به همین علت بازدهی لازم و مطلوب را در این خصوص نداشته باشند به طوریکه گاهأ به سبب داشتن اختلالات صوتی و در نتیجۀ آن به وجود آمدن فشارهای مضاعف بر روی سیستم گفتاری خود ، ناچار به ایجاد تغییرات اساسی در روش تدریس بوده که در پی آن افت شدیدی در راندمان سطح آموزشی دانش آموزان به وجود خواهد آمد و اما مسألۀ دیگری که در این میان نگران کننده می باشد ، التفات به این موضوع می باشد که معلمی که از اختلالات صوتی رنج می برد قطعاً در ادارۀ کلاس نیز دارای مشکلات بسیاری خواهد بود و لذا توانایی ایجاد یک فضای مطلوب و ایده آل آموزشی را نخواهد داشت ، و اما این باز هم پایان ماجرا نمی باشد چرا که آمارها نشانگر این مطلب است که بیش از 20 درصد معلمین به علت وجود مشکلات صوتی مجبور به غیبت از محل کارشان می شوند که موضوعی نگران کننده برای یک کشور می باشد .
لذا با توجه به توضیحات و آمارهای ارائه شده به خوبی می توان دریافت که یکی از بزرگترین معضلات جامعۀ آموزشی کشور به علت عدم دسترسی و استفاده از ابزارها و تجهیزات مناسب ، شیوع اختلالات صوتی در میان معلمین و مربیان عزیزمان می باشد که به تبعیت از آن مهمترین مسیر ارتباطی فی مابین معلم و دانش آموز در بستری بسیار آسیب دیده و حتی به نوعی نا امن قرار گرفته است و این موضوع سبب خواهد شد که آینده سازان این مرز و بوم این امکان را نداشته باشند که در شرایطی درست و ایده آل تحت تعلیم قرار گرفته و پروش یابند و بدیهی است چنانچه این فرایند ادامه داشته باشد ، میهن عزیزمان « ایران اسلامی » با نزول روز افزون کیفیت سیستم آموزشی مواجه خواهد بود و به تبعیت از این امر دیگر مشخص نخواهد شد که سرنوشت آینده سازان این مرز و بوم به کدامین مسیر هدایت شده و به کدامین مقصد خواهد رسید!
شرکت رسا الکترونیک در راستای رسالت نوآوری خود و با هدف خدمتی هر چند ناچیز ، پس از انجام بررسی ها ، مطالعات دقیق و تحقیقات جامع و با بهره گیری از خرد و اندیشه جمعی کارشناسان متخصص در این حوزه و در نهایت با بررسی آمارهای اعلام شده توسط سازمانهای مربوطه ، خلأ موجود را به درستی شناسایی کرده و در جهت حل این معضل عظیم اقدام به ارائۀ سیستمی نوین ، کارآمد و بهره مند از تکنولوژی روز دنیا با عنوان دستگاه (رسا ساز همراه) نموده است.